シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2509 対句 7 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۰۹

  1. هزاران بند بردرد به سوی دست ما پرد الیناراجعون گردد که او بازی است سلطانی

G2509:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی·فغان برخاست از جان‌های مجنونان روحانی
  2. 2 میان نعره‌ها بشناخت آواز مرا آن شه·که صافی گشته بود آوازم از انفاس حیوانی
  3. 3 اشارت کرد شاهانه که جست از بند دیوانه·اگر دیوانه‌ام شاها تو دیوان را سلیمانی
  4. 4 شها همراز مرغانی و هم افسون دیوانی·بر این دیوانه هم شاید که افسونی فروخوانی
  5. 5 به پیش شاه شد پیری که بربندش به زنجیری·کز این دیوانه در دیوان بس آشوب است و ویرانی
  6. 6 شه من گفت کاین مجنون به جز زنجیر زلف من·دگر زنجیر نپذیرد تو خوی او نمی‌دانی
  7. 7 هزاران بند بردرد به سوی دست ما پرد·الیناراجعون گردد که او بازی است سلطانی

ganjoor: sh2509 · public domain