シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2516 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۱۶

  1. میان خوبرویان جان شده چون ذره‌ها رقصان گهی مست جمالستی گهی سرمست باده ستی

G2516:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی·سوی افلاک روحانی دو دیده برگشادستی
  2. 2 گشادستی دو دیده پرقدم را نیز از مستی·ولی پرسعادت او در آن عالم نزادستی
  3. 3 چو بنهادی قدم آن جا برفتی جسم از یادش·که پنداری ز مادر او در آن عالم نزادستی
  4. 4 میان خوبرویان جان شده چون ذره‌ها رقصان·گهی مست جمالستی گهی سرمست باده ستی
  5. 5 رخ خوبان روحانی که هر شاهی که دید آن را·ز فرزین بند سوداها ز اسب خود پیادستی
  6. 6 چو از مخدوم شمس الدین زدی لطفی به روی دل·از این‌ها جمله روی دل شدی بی رنگ و سادستی
  7. 7 بدیدی جمله شاهان را و خوبان را و ماهان را·کمربسته به پیش او نشسته بر وسادستی
  8. 8 اگر نه غیرت حضرت گرفتی دامن جاهش·سزای جمله کردستی و داد حسن دادستی
  9. 9 نه نفسی رهزنی کردی نه آوازه فنا بودی·دل ذرات خاک از جان و جان از شاه شادستی
  10. 10 اگر در آب می‌دیدی خیال روی چون آتش·همه اجزای جرم خاک رقصان همچو بادستی
  11. 11 ایا تبریز اگر سرت شدی محسوس هر حسی·غلام خاک تو سنجر اسیرت کیقبادستی

ganjoor: sh2516 · public domain