シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 254 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۴

  1. دست تو می‌مالد بیچاره‌وار نه به کفَش چارهٔ بیچاره را

G254:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 باده ده آن یارِ قدح‌باره را·یار ترش‌رویِ شکرپاره را
  2. 2 منگر آن سوی، بدین سو گشا·غمزهٔ غمازهٔ خون‌خواره را
  3. 3 دست تو می‌مالد بیچاره‌وار·نه به کفَش چارهٔ بیچاره را
  4. 4 خیره و سرگشته و بی‌کار کن·این خرد پیر همه‌کاره را
  5. 5 ای کرمت شاهِ هزاران کرم·چشمه فرستی جگر خاره را
  6. 6 طفل دو-روزه چو ز تو بو برَد·می‌کِشد او سوی تو گهواره را
  7. 7 تَرک کند دایه و صد شیر را·ای بدل روغن کنجاره را
  8. 8 خوب کلیدی در بر بسته را·خوب کمندی دل آواره را
  9. 9 کار تو این باشد ای آفتاب!·نور فرستی مه و استاره را
  10. 10 منتظرش باش و چو مه نور گیر·ترک کن این گنگل و نظاره را
  11. 11 رحمت تو مهره دهد مار را·خانه دهد عقرب جراره را
  12. 12 یاد دهد کار فراموش را·باد دهد خاطر سیاره را
  13. 13 هر بت سنگین ز دمش زنده شد·تا چه دم‌ست آن بت سحاره را
  14. 14 خامش کن گفت از این عالم است·ترک کن این عالم غداره را

ganjoor: sh254 · public domain