シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2547› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۴۷
- ز زلف جعد چون سلسل بشد این حال من مشکل میان موج خون دل مرا تا چند بنشانی
G2547:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی·در این مستی اگر جرمی کنم تا رو نگردانی
- 2 زهی پیدای ناپیدا پناه امشب و فردا·زهی جانم ز تو شیدا زهی حال پریشانی
- 3 ز زلف جعد چون سلسل بشد این حال من مشکل·میان موج خون دل مرا تا چند بنشانی
- 4 چو آرم پیش تو زاری بهانه نو برون آری·زهی شنگی و طراری زهی شوخی و پیشانی
- 5 زبان داری تو چون سوسن نمایی آب را روغن·چرا بیگانه ای با من چو تو از عین خویشانی
- 6 زهی مجلس زهی ساقی زهی مستان زهی باده·زهی عشاق دل داده زهی معشوق روحانی
- 7 شراب عشق تو آنگه جهان حسن بر جاگه·جمال روی تو آنگه کند جان کسی جانی
- 8 بکرده روح را حق بین خداوندی شمس الدین·ز تبریز نکوآیین به قدرتهای ربانی
ganjoor: sh2547 · public domain