シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2556 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۵۶

  1. اگر آتش شبی در خواب لطف و حلم او دیدی گلستان‌ها شدی آتش نکردی ذره‌ای تیزی

G2556:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی·ز هجران خداوندی شمس الدین تبریزی
  2. 2 ایا خورشید رخشنده متاب از امر او سر را·که تاریک ابد گردی اگر با او تو بستیزی
  3. 3 ایا ای ابر گر تو یک نظر از نرگسش یابی·به جای آب آب زندگانی و گهربیزی
  4. 4 اگر آتش شبی در خواب لطف و حلم او دیدی·گلستان‌ها شدی آتش نکردی ذره‌ای تیزی
  5. 5 به هنگامی که هر جانی به جانی جفت می‌گردند·بفرمودند گر جانی به جان او نیامیزی
  6. 6 که جان او چنان صاف و لطیف آمد که جان‌ها را·ز روی شرم و لطف او فریضه گشت پرهیزی
  7. 7 هر آنچ از روح او آید به وهم روح‌ها ناید·که خشتک کی تواند کرد اندر جامه تیریزی
  8. 8 کسی کاندر جهان از بوش انا لا غیر می گفته‌ست·گر از جاهش ببردی بو ز حسرت کرده خون ریزی
  9. 9 بیا ای عقل کل با من که بردابرد او بینی·ورای بحر روحانی بدان شرطی که نگریزی
  10. 10 از آن بحری گذشته‌ست او که دل‌ها دل از او یابند·و جان‌ها جان از او گیرند و هر چیزی از او چیزی
  11. 11 اگر انکار خواهی کرد از عجزی است اندر تو·چه داند قوت حیدر مزاج حیز از حیزی
  12. 12 علی الله خانه کعبه و فی الله بیت معمورا·گهی که بشنوی تبریز از تعظیم برخیزی
  13. 13 ایا ای عقل و تمییزی که لاف دیدنش داری·وآنگه باخودی بالله که بی‌الهام و تمییزی

ganjoor: sh2556 · public domain