シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 256› 対句 11 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۶
- بشکند آن چشم تو صد عهد را مست کند زلف تو صد شانه را
G256:11
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 داد دهی ساغر و پیمانه را·مایه دهی مجلس و میخانه را
- 2 مست کنی نرگس مخمور را·پیش کشی آن بت دردانه را
- 3 جز ز خداوندی تو کی رسد·صبر و قرار این دل دیوانه را
- 4 تیغ برآور هله ای آفتاب·نور ده این گوشه ویرانه را
- 5 قاف توی مسکن سیمرغ را·شمع توی جان چو پروانه را
- 6 چشمه حیوان بگشا هر طرف·نقل کن آن قصه و افسانه را
- 7 مست کن ای ساقی و در کار کش·این بدن کافر بیگانه را
- 8 گر نکند رام چنین دیو را·پس چه شد آن ساغر مردانه را
- 9 نیم دلی را به چه آرد که او·پست کند صد دل فرزانه را
- 10 از پگه امروز چه خوش مجلسیست·آن صنم و فتنه فتانه را
- 11 بشکند آن چشم تو صد عهد را·مست کند زلف تو صد شانه را
- 12 یک نفسی بام برآ ای صنم·رقص درآر استن حنانه را
- 13 شرح فتحنا و اشارات آن·قفل بگوید سر دندانه را
- 14 شاه بگوید شنود پیش من·ترک کنم گفت غلامانه را
ganjoor: sh256 · public domain