シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2566 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G2566 · 10 対句
غزل شمارهٔ ۲۵۶۶
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G2566:1 آورد طبیب جان یک طبله ره آوردیگر پیر خرف باشی تو خوب و جوان گردی
- G2566:2 تن را بدهد هستی جان را بدهد مستیاز دل ببرد سستی وز رخ ببرد زردی
- G2566:3 آن طبله عیسی بد میراث طبیبان شدتریاق در او یابی گر زهر اجل خوردی
- G2566:4 ای طالب آن طبله روی آر بدین قبلهچون روی بدو آری مه روی جهان گردی
- G2566:5 حبی ست در او پنهان کان ناید در دنداننی تری و نی خشکی نی گرمی و نی سردی
- G2566:6 زان حب کم از حبه آیی بر آن قبهکان مسکن عیسی شد و آن حبه بدان خردی
- G2566:7 شد محرز و شد محرز از داد تو هر عاجزلاغر نشود هرگز آن را که تو پروردی
- G2566:8 گفتم به طبیب جان امروز هزاران سانصدق قدمی باشد چون تو قدم افشردی
- G2566:9 از جا نبرد چیزی آن را که تو جا دادیغم نسترد آن دل را کو را ز غم استردی
- G2566:10 خامش کن و دم درکش چون تجربه افتادتترک گروان برگو تو زان گروان فردی
ganjoor: sh2566 · public domain