シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2574› 対句 7 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۷۴
- آن جا دل و دلداری هم عالم اسراری هم واقف و بیداری هم شهره و پنهانی
G2574:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 از آتش ناپیدا دارم دل بریانی·فریاد مسلمانان از دست مسلمانی
- 2 شهد و شکرش گویم کان گهرش گویم·شمع و سحرش خوانم یا نادره سلطانی
- 3 زین فتنه و غوغایی آتش زده هر جایی·وز آتش و دود ما برخاسته ایوانی
- 4 با این همه سلطانی آن خصم مسلمانی·بربود به قهر از من در راه حرمدانی
- 5 بگشاد حرمدانم بربود دل و جانم·آن کس که به پیش او جانی به یکی نانی
- 6 من دوش ز بوی او رفتم سر کوی او·ناگاه پدید آمد باغی و گلستانی
- 7 آن جا دل و دلداری هم عالم اسراری·هم واقف و بیداری هم شهره و پنهانی
- 8 در خدمت خاک او عیشی و تماشایی·در آتش عشق او هر چشمه حیوانی
ganjoor: sh2574 · public domain