シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2585 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۸۵

  1. وصلش به میان آید از لطف و کرم لیکن کفو کمر وصلش ای کاش میانستی

G2585:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گر نرگس خون خوارش دربند امانستی·هم زهر شکر گشتی هم گرگ شبانستی
  2. 2 هم دور قمر یارا چون بنده بدی ما را·هم ساغر سلطانی اندر دورانستی
  3. 3 هم کوه بدان سختی چون شیره و شیرستی·هم بحر بدان تلخی آب حیوانستی
  4. 4 از طلعت مستورش بر خلق زدی نورش·هم نرگس مخمورش بر ما نگرانستی
  5. 5 با هیچ دل مست او تقصیر نکرده‌ست او·پس چیست ز ناشکری تشنیع چنانستی
  6. 6 وصلش به میان آید از لطف و کرم لیکن·کفو کمر وصلش ای کاش میانستی
  7. 7 صورتگر بی‌صورت گر ز آنک عیان بودی·در مردن این صورت کس را چه زیانستی
  8. 8 راه نظر ار بودی بی‌رهزن پنهانی·با هر مژه و ابرو کی تیر و کمانستی
  9. 9 بربند دهان زیرا دریا خمشی خواهد·ور نی دهن ماهی پرگفت و زبانستی

ganjoor: sh2585 · public domain