シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2599 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۹۹

  1. هر ذره ز خورشیدت گویای اناالحقی هر گوشه چو منصوری آویخته بر داری

G2599:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری·وز روی تو در عالم هر روی به دیواری
  2. 2 هر ذره ز خورشیدت گویای اناالحقی·هر گوشه چو منصوری آویخته بر داری
  3. 3 این طرفه که از یک خم هر یک ز میی مستند·این طرفه که از یک گل در هر قدمی خاری
  4. 4 هر شاخ همی‌گوید من مست شدم دستی·هر عقل همی‌گوید من خیره شدم باری
  5. 5 گل از سر مشتاقی بدریده گریبانی·عشق از سر بی‌خویشی انداخته دستاری
  6. 6 از عقل گروهی مست بی‌عقل گروهی مست·جز عاقل و لایعقل قومی دگرند آری
  7. 7 ماییم چو کوه طور مست از قدح موسی·بی‌زحمت فرعونی بی‌غصه اغیاری
  8. 8 ماییم چو می جوشان در خم خراباتی·گرچه سر خم بسته است از کهگل پنداری
  9. 9 از جوشش می کهگل شد بر سر خم رقصان·والله که از این خوشتر نبود به جهان کاری

ganjoor: sh2599 · public domain