シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2610 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۶۱۰

  1. دیدم که فراز آمد دریا و بشد قطره من قطره و او قطره گشتیم چو همراهی

G2610:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهی·از بهر خدا بشنو فریاد و علی اللهی
  2. 2 در روح نظر کردم بی‌رنگ چو آبی بود·ناگاه پدید آمد در آب چنان ماهی
  3. 3 آن آب به جوش آمد هستی به خروش آمد·تا واشد و دریا شد این عالم چون چاهی
  4. 4 دیدم که فراز آمد دریا و بشد قطره·من قطره و او قطره گشتیم چو همراهی
  5. 5 چون پیشترک رفتم دریا شد و بگرفتم·او قطره شده دریا من قطره شده گاهی
  6. 6 پیش آی تو دریا را نظاره بکن ما را·باشد که تو هم افتی در مکر شهنشاهی
  7. 7 آبی است به زیرش مه آبی است به زیرش که·او چشم چنین بندد چون جادو دلخواهی
  8. 8 با لعل تو کی جویم من ملک بدخشان را·چاه و رسن زلفت والله که به از جاهی
  9. 9 از غمزه جادواش شمس الحق تبریزی·در سحر نمی‌بندد جز سینه آگاهی

ganjoor: sh2610 · public domain