シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2621 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۶۲۱

  1. از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالی کای دل تو نمی‌گفتی کز خویش شدم خالی

G2621:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالی·کای دل تو نمی‌گفتی کز خویش شدم خالی
  2. 2 این رنج چو در وا شد دعوی تو رسوا شد·زشتی تو پیدا شد بگذار تو نکالی
  3. 3 در صورت رنج خود نظاره بکن ای بد·کی باشد با این خود آن مرتبه عالی
  4. 4 بنگر که چه زشتی تو بس دیوسرشتی تو·این است که کشتی تو پس از کی همی‌نالی
  5. 5 گر رنج بشد مشکل نومید مشو ای دل·کز غیب شود حاصل اندر عوض ابدالی
  6. 6 از ذوق چو عوری تو هر لحظه بشوری تو·کای کعبه چه دوری تو از حیزک خلخالی
  7. 7 در بادیه مردان را کاری است نه سردان را·کاین بادیه فردان را بزدود ز ارذالی
  8. 8 در خدمت مخدومی شمس الحق تبریزی·بشتاب که از فضلش در منزل اجلالی

ganjoor: sh2621 · public domain