シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2660› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۶۶۰
- تو را من پاره پاره جمع کردم چرا از وسوسه صدپاره گشتی؟
G2660:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 چرا ز اندیشهای بیچاره گشتی؟·فرورفتی به خود غمخواره گشتی؟
- 2 تو را من پاره پاره جمع کردم·چرا از وسوسه صدپاره گشتی؟
- 3 ز دارالملک عشقم رخت بردی·در این غربت چنین آواره گشتی
- 4 زمین را بهر تو گهواره کردم·فسرده تخته گهواره گشتی
- 5 روان کردم ز سنگت آب حیوان·به سوی خشک رفتی خاره گشتی
- 6 توی فرزند جان کار تو عشق است·چرا رفتی تو و هرکاره گشتی؟
- 7 از آن خانه که تو صد زخم خوردی·به گرد آن در و درساره گشتی
- 8 در آن خانه که صد حلوا چشیدی·نگشتی مطمئن اماره گشتی
- 9 خمش کن گفت هشیاریت آرد·نه مست غمزهٔ خماره گشتی
ganjoor: sh2660 · public domain