シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2669› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۶۶۹
- خیال خوب تو در سینه بردیم شفق از آفتاب آمد نشانی
G2669:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 برفتیم ای عقیق لامکانی·ز شهر تو تو باید که بمانی
- 2 سفر کردیم چون استارگان ما·ز تو هم سوی تو که آسمانی
- 3 یکی صورت رود دیگر بیاید·به مهمانخانهات زیرا که جانی
- 4 که مهمانان مثال چار فصلند·تو اصل فصلهایی که جهانی
- 5 خیال خوب تو در سینه بردیم·شفق از آفتاب آمد نشانی
- 6 به پیشت ماند دل با ما نیامد·دل از تو کی رود چون دلستانی
- 7 سر دلها به زیر سایهات باد·که دلها را در این مرعا شبانی
- 8 فروریزید دندانهای گرگان·از آنگه که نمودی مهربانی
- 9 بهل تا بحر گوید قصه خویش·که تا باری ببینی قصه خوانی
ganjoor: sh2669 · public domain