シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2677 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۶۷۷

  1. بیا بشنو حدیث پوست کنده همه مغزم چو در مغزم نشستی

G2677:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 سلام علیک ای مقصود هستی·هم از آغاز روز امروز مستی
  2. 2 توی می واجب آید باده خوردن·توی بت واجب آید بت پرستی
  3. 3 به دوران تو منسوخ است شیشه·بگردان آن سبوهای دودستی
  4. 4 بیا بشنو حدیث پوست کنده·همه مغزم چو در مغزم نشستی
  5. 5 هلا ای یوسف خوبان به مصر آ·ز قعر چه به حبل الله رستی
  6. 6 بگیر ای چرخ پیر چنبری پشت·رسن را سخت کز چنبر بجستی
  7. 7 منم لولی و سرنا خوش نوازم·بده شکر نیم را چون شکستی
  8. 8 به دو بوسه مخا از خشم لب را·تو ده نان چون دکان‌ها را ببستی
  9. 9 بلی گو نی مگو ای صورت عشق·که سلطان بلی شاه الستی
  10. 10 بلی تو برآردمان به بالا·بلی ما فرود آرد به پستی
  11. 11 خمش کن عشق خود مجنون خویش است·نه لیلی گنجد و نی فاطمستی

ganjoor: sh2677 · public domain