シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2702› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۷۰۲
- چو نور از ناودان چشم ریزد یقین بیبام نبود ناودانی
G2702:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 مگیر ای ساقی از مستان کرانی·که کم یابی گرانی بیگرانی
- 2 بیا ای سرو گلرخ سوی گلشن·که به از سرو نبود سایه بانی
- 3 چو نور از ناودان چشم ریزد·یقین بیبام نبود ناودانی
- 4 عجب آن بام بالای چه خانهست·مبارک جا مبارک خاندانی
- 5 که را بود این گمان که بازیابیم·نشانی زین چنین فتنه نشانی
- 6 دلی که چون شفق غرقاب خون بود·پر از خورشید شد چون آسمانی
- 7 ز حرص این شکم پهلو تهی کن·که تا پهلو زنی با پهلوانی
- 8 عجب ننگت نمیآید برادر·ز جانی کو بود محتاج نانی
- 9 که آب زندگانی گفت ما را·که جز دکان نان داری دکانی
ganjoor: sh2702 · public domain