シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2718› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۷۱۸
- تو خورشیدی و جانها سایه تو نه چون خورشید گردون در زوالی
G2718:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 بیا ای آنک سلطان جمالی·کمالات کمالان را کمالی
- 2 خیالی را امین خلق کردی·چنانک وهمشان شد که خیالی
- 3 خیالت شحنه شهر فراق است·تو زان پاکی تو سلطان وصالی
- 4 تو خورشیدی و جانها سایه تو·نه چون خورشید گردون در زوالی
- 5 بخندانی جهان را تو نخندی·بنالانی روان را تو ننالی
- 6 تو دست و پای هر بیدست و پایی·تو پر و بال هر بیپر و بالی
- 7 هزاران مشفق غمخوار سازی·ولیک از ناز گویی لاابالی
ganjoor: sh2718 · public domain