シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2736 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۷۳۶

  1. بی دام اگرت شکار باید می‌دانک چو من محال جویی

G2736:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 چون سوی برادری بپویی·باید که نخست رو بشویی
  2. 2 در سر ز خمارت ار صداعی است·تصدیع برادران نجویی
  3. 3 یا بوی بغل ز خود برانی·یا ترک کنار دوست گویی
  4. 4 در سور مهی بنفشه مویی·کی شرط بود که تو بمویی
  5. 5 بی دام اگرت شکار باید·می‌دانک چو من محال جویی
  6. 6 ور گوش تو گرم شد ز مستی·صوفی سماع و های و هویی
  7. 7 ور هوش تو بی‌خبر شد از گوش·یک توی نه‌ای هزارتویی

ganjoor: sh2736 · public domain