シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2741› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۷۴۱
- رستی ز خمار هر دو عالم تا حشر ز دام دوست مستی
G2741:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ای آنک تو خواب ما ببستی·رفتی و به گوشهای نشستی
- 2 ای زنده کننده هر دلی را·آخر به جفا دلم شکستی
- 3 ای دل چو به دام او فتادی·از بند هزار دام رستی
- 4 رستی ز خمار هر دو عالم·تا حشر ز دام دوست مستی
- 5 با پر بلی بلند میپر·چون محرم گلشن الستی
- 6 رو بر سر خم آسمان صاف·تا درد بدی بدی به پستی
- 7 دولت همه سوی نیستی بود·میجوید ابلهش ز هستی
- 8 گیرم که جمال دوست دیدی·از چشم ویش ندیده استی
- 9 ای یوسف عشق رو نمودی·دست دو هزار مست خستی
- 10 خامش که ز بحر بینصیبی·تا بسته نقشهای شستی
ganjoor: sh2741 · public domain