シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2758 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۷۵۸

  1. گفتا غلطی که آن نیم من ما بوالحسنیم و بوالعلا نی

G2758:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مست می عشق را حیا نی·وین باده عشق را بها نی
  2. 2 آن عشق چو بزم و باده جان را·می نوشد و ممکن صلا نی
  3. 3 با عقل بگفت ماجراها·جان گفت که وقت ماجرا نی
  4. 4 از روح بجستم آن صفا گفت·آن هست صفا ولی ز ما نی
  5. 5 گفتم که مکن نهان از این مس·ای کفو تو زر و کیمیا نی
  6. 6 کاین برق حدیث تو از آن است·جز جان افزا و دلربا نی
  7. 7 گفتا غلطی که آن نیم من·ما بوالحسنیم و بوالعلا نی
  8. 8 گفتم که به حق نرگسانت·دفعم بمده به شیوه‌ها نی
  9. 9 کاین غمزه مست خونی تو·کشته‌ست هزار و خونبها نی
  10. 10 بالله که توی که بی‌توی تو·ای کبر تو غیر کبریا نی
  11. 11 گر ز آنک توی و گر نه‌ای تو·از تو گذری دو دیده را نی
  12. 12 گر فرمایی که نیست هست است·کو زهره که گویمت چرا نی
  13. 13 مغناطیسی و جان چو آهن·می‌آید مست و دست و پا نی
  14. 14 چون گرم شوم ز جام اول·غیر تسلیم در قضا نی
  15. 15 چون شد به سرم میم سراسر·می را تسلیم یا رضا نی
  16. 16 از بهر نسیم زلف جعدت·یکتا زلفی که جز دو تا نی
  17. 17 ای باد صبا به انتظارت·از بهر صبا و خود صبا نی
  18. 18 پس ما چه زنیم ای قلندر·اندر گره و گره گشا نی
  19. 19 گر ز آنک نه هر دمی خداوند·کو جز سر و خاصه خدا نی
  20. 20 مخدومی شمس دین تبریز·چون خورشیدش در این سما نی

ganjoor: sh2758 · public domain