シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2765 対句 9 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۷۶۵

  1. هم بر لب دوست مست گشتیم نالان شده مست همچو نایی

G2765:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 آن شمع چو شد طرب فزایی·پروانه دلان به رقص آیی
  2. 2 چون جان برسد نه تن بجنبد·جان آمد از لحد برآیی
  3. 3 چون بانگ سماع در که افتاد·ای کوه گران کم از صدایی
  4. 4 کاین باد بهار می‌رساند·رقصانی شاخ را صلایی
  5. 5 در ذره کجا قرار ماند·خورشید به رقص در سمایی
  6. 6 هم آتش و دود گشته پیچان·از آتش روی جان فزایی
  7. 7 ماهی صنما ز روح بی‌جسم·شوخی شکری یکی بلایی
  8. 8 گه کوته و گه دراز گشتیم·با سایه صورت همایی
  9. 9 هم بر لب دوست مست گشتیم·نالان شده مست همچو نایی
  10. 10 بر باد سوار همچو کاهیم·اندر جولان ز کهربایی
  11. 11 چون پشه ز خون خویش مستیم·وز دیگ جگر دلا ابایی
  12. 12 اندر خلوت به هوی هویی·در جمعیت به های هایی
  13. 13 در صورت بنده کمینیم·در سر صفت یکی خدایی
  14. 14 این داد خدیو شمس تبریز·بی کبر ولیک کبریایی

ganjoor: sh2765 · public domain