シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2775 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۷۷۵

  1. گر هزاران دولت و نعمت ببیند عاشقی ناید اندر چشم او الا بلای بیخودی

G2775:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مرغ دل پران مبا جز در هوای بیخودی·شمع جان تابان مبا جز در سرای بیخودی
  2. 2 آفتاب لطف حق بر عاشقان تابنده باد·تا بیفتد بر همه سایه همای بیخودی
  3. 3 گر هزاران دولت و نعمت ببیند عاشقی·ناید اندر چشم او الا بلای بیخودی
  4. 4 بنگر اندر من که خود را در بلا افکنده‌ام·از حلاوت‌ها که دیدم در فنای بیخودی
  5. 5 جان و صد جان خود چه باشد گر کسی قربان کند·در هوای بیخودی و از برای بیخودی
  6. 6 عاشقا کمتر نشین با مردم غمناک تو·تا غباری درنیفتد در صفای بیخودی
  7. 7 باجفا شو با کسی کو عاشق هشیاری است·تا بیابی ذوق‌ها اندر وفای بیخودی
  8. 8 بیخودی را چون بدانی سروری کاسد شود·ای سری و سروری‌ها خاک پای بیخودی
  9. 9 خوش بود ظاهر شدن بر دشمنان بر تخت ملک·لیک آن‌ها هیچ نبود جان به جای بیخودی
  10. 10 گر تو خواهی شمس تبریزی شود مهمان تو·خانه خالی کن ز خود ای کدخدای بیخودی

ganjoor: sh2775 · public domain