シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2782 対句 8 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۷۸۲

  1. نفس سگ دندان برآوردی گزیدی پای جان ساقیا گر نه می سرتیز دندانیستی

G2782:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گر شراب عشق کار جان حیوانیستی·عشق شمس الدین به عالم فاش و یک سانیستی
  2. 2 گر نه در انوار غیرت غرق بودی عشق او·حلقه گوش روان و جان انسانیستی
  3. 3 گر نبودی بزم شمس الدین برون از هر دو کون·جام او بر خاک همچون ابر نیسانیستی
  4. 4 ابر نیسان خود چه باشد نزد بحر فضل او·قاف تا قاف از میش خود موج طوفانیستی
  5. 5 آفتاب و ماه را خود کی بدی زهره شعاع·گر نه در رشک خدا سیماش پنهانیستی
  6. 6 گر جمالش ماجرا کردی میان یوسفان·یوسف مصری ابد پابند و زندانیستی
  7. 7 گر نه از لطفش بپرهیزیدمی من گفتمی·کز بهشت لطف او فردوس ریحانیستی
  8. 8 نفس سگ دندان برآوردی گزیدی پای جان·ساقیا گر نه می سرتیز دندانیستی
  9. 9 جام همچون شمع را بر آتش می برفروز·پس بسوز این عقل را گر بیت احزانیستی
  10. 10 درکش آن معشوقه بدمست را در بزم ما·کو ز مکر و عشوه‌ها گوییی که دستانیستی
  11. 11 پس ز جام شمس تبریزی بده یک جرعه‌ای·بعد از آن مر عاشقان را وقت حیرانیستی

ganjoor: sh2782 · public domain