シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2791› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۷۹۱
- گر نه خون آمیز بودی آب چشم عاشقان بر سر هر آب چشمی نقش آن میناستی
G2791:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 هر دلی را گر سوی گلزار جانان خاستی·در دل هر خار غم گلزار جان افزاستی
- 2 گر نه جوشاجوش غیرت کف برون انداختی·نقش بند جان آتش رنگ او با ماستی
- 3 ور نبودی پرده دار برق سوزان ماه را·این زمین خاک همچون آسمان درواستی
- 4 در ره معشوق جان گر پا و پر کار آمدی·ذره ذره در طریقش باپر و باپاستی
- 5 دیده نامحرمان گردیده بودی عشق را·خود طناب خیمههای جمله بر دریاستی
- 6 گر نه خون آمیز بودی آب چشم عاشقان·بر سر هر آب چشمی نقش آن میناستی
- 7 روز و شب گر دیده بودی آتش عشق مرا·گرم رو بودی زمانه دی ز من فرداستی
- 8 خاک باشی خواهد آن معشوق ما ور نی از او·جای هر عاشق ورای گنبد خضراستی
- 9 حسن شمس الدین تبریزی برافکندی نقاب·گر نه اندر پیش او فراش لا لالاستی
ganjoor: sh2791 · public domain