シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2796 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۷۹۶

  1. نیست بر هستی شکستی گرد چون انگیختی چون تو پس کردی جهان چونی چو واپیش آمدی

G2796:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای که جان‌ها خاک پایت صورت اندیش آمدی·دست بر در نه درآ در خانه خویش آمدی
  2. 2 نیست بر هستی شکستی گرد چون انگیختی·چون تو پس کردی جهان چونی چو واپیش آمدی
  3. 3 در دو عالم قاعده نیش است وآنگه ذوق نوش·تو ورای هر دو عالم نوش بی‌نیش آمدی
  4. 4 خویش را ذوقی بود بیگانه را ذوق نوی·هم قدیمی هم نوی بیگانه و خویش آمدی
  5. 5 بر دل و جان قلندر ریش و مرهم هر دو تو·فقر را ای نور مطلق مرهم و ریش آمدی
  6. 6 کیش هفتاد و دو ملت جمله قربان تواند·تا تو شاهنشاه باقربان و باکیش آمدی
  7. 7 ای که بر خوان فلک با ماه همکاسه شدی·ماه را یک لقمه کردی کآفتابیش آمدی
  8. 8 عقل و حس مهتاب را کی گز تواند کرد لیک·داندی خورشید بی‌گز کز مهان بیش آمدی
  9. 9 عشق شمس الدین تبریزی که عید اکبر است·کی تو را قربان کند چون لاغری میش آمدی

ganjoor: sh2796 · public domain