シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2804› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۸۰۴
- اول از دست فراقت عاشقان را تی کنی وآنگه اندر پوستشان تا سر همه در زر کنی
G2804:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی·چون قضای آسمانی توبهها را بشکنی
- 2 منگر اندر شور و بدمستی من ای نیک عهد·بنگر آخر در میی کاندر سرم میافکنی
- 3 اول از دست فراقت عاشقان را تی کنی·وآنگه اندر پوستشان تا سر همه در زر کنی
- 4 مه رخا سیمرغ جانی منزل تو کوه قاف·از تو پرسیدن چه حاجت کز کدامین مسکنی
- 5 چون کلام تو شنید از بخت نفس ناطقه·کرد صد اقرار بر خود بهر جهل و الکنی
- 6 چون ز غیر شمس تبریزی بریدی ای بدن·در حریر و در زر و در دیبه و در ادکنی
ganjoor: sh2804 · public domain