シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2808 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۸۰۸

  1. آن مراعات تو او را در غلط‌ها افکند پس ملازم گردد او وز غصه ویلاتی کنی

G2808:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گرچه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی·و آنک نفی محض باشد گرچه اثباتی کنی
  2. 2 آنک او رد دل است از بددرونی‌های خویش·گر نفاقی پیشش آری یا که طاماتی کنی
  3. 3 ور تو خود را از بد او کور و کر سازی دمی·مدح سر زشت او یا ترک زلاتی کنی
  4. 4 آن تکلف چند باشد آخر آن زشتی او·بر سر آید تا تو بگریزی و هیهاتی کنی
  5. 5 او به صحبت‌ها نشاید دور دارش ای حکیم·جز که در رنجش قضاگو دفع حاجاتی کنی
  6. 6 مر مناجات تو را با او نباشد همدم او·جز برای حاجتش با حق مناجاتی کنی
  7. 7 آن مراعات تو او را در غلط‌ها افکند·پس ملازم گردد او وز غصه ویلاتی کنی
  8. 8 آن طرب بگذشت او در پیش چون قولنج ماند·تا گریزی از وثاق و یا که حیلاتی کنی
  9. 9 آن کسی را باش کو در گاه رنج و خرمی·هست همچون جنت و چون حور کش هاتی کنی
  10. 10 از هواخواهان آن مخدوم شمس الدین بود·شاید او را گر پرستی یا که چون لاتی کنی
  11. 11 ور نه بگریز از دگر کس تا به تبریز صفا·تا شوی مست از جمال و ذوق و حالاتی کنی

ganjoor: sh2808 · public domain