シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2811 対句 8 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۸۱۱

  1. عقل را گفتم میانِ جان و جانان فرق کن شانه‌ی عقلم ز فرقش یاوه کرده شانگی

G2811:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی·با همه خویشان گرفته شیوه‌ی بیگانگی
  2. 2 وحشِ صحرا گشته و رسوایِ بازاری شده·از هوایِ خانه‌یِ او صد هزاران خانگی
  3. 3 صاعقه هجرش زده برسوخته یک بارگی·عقل و شرم و فهم و تقوا دانش و فرزانگی
  4. 4 من ز شمعِ عشق او نان پاره‌ای می‌خواستم·گفت بنویسید توقیعش پیِ پروانگی
  5. 5 ای گشاده قلعه‌های جان به چشم ِ آتشین·ای هزاران صف دریده عشقت از مردانگی
  6. 6 ای خداوند شمسِ دین صد گنج خاک است پیشِ تو·تا چه باشد عاشق بیچاره‌ای یک دانگی !
  7. 7 صد غریو و بانگ اندر سقفِ گردون افکنیم·من نی‌ام در عشق پابرجایِ تو یک بانگی
  8. 8 عقل را گفتم میانِ جان و جانان فرق کن·شانه‌ی عقلم ز فرقش یاوه کرده شانگی

ganjoor: sh2811 · public domain