シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2813 対句 8 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۸۱۳

  1. بنه ای ساقی اسعد تو یکی بزم مخلد که خماری است جهان را ز می و بزم نباتی

G2813:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی·و مماتی فی حیاتی و حیاتی فی مماتی
  2. 2 اقتلونی ذاب جسمی قدح القهوه قسمی·هله بشکن قفس ای جان چو طلبکار نجاتی
  3. 3 ز سفر بدر شوی تو چو یقین ماه نوی تو·ز شکست از چه تو تلخی چو همه قند و نباتی
  4. 4 چو توی یار مرا تو، به از این دار مرا تو·برسان قوت حیاتم که تو یاقوت زکاتی
  5. 5 چو بسی قحط کشیدم بنما دعوت عیدم·که نشد سیر دو چشمم به تره و نان براتی
  6. 6 حرکت کن حرکت‌هاست کلید در روزی·مگرت نیست خبر تو که چه زیباحرکاتی
  7. 7 به چنین رخ که تو داری چه کشی ناز سپیده·که نگنجد به صفت در که چه محمودصفاتی
  8. 8 بنه ای ساقی اسعد تو یکی بزم مخلد·که خماری است جهان را ز می و بزم نباتی
  9. 9 به حق بحر کف تو گهر باشرف تو·که به لطف و به گوارش تو به از آب فراتی
  10. 10 مثل ساغر آخر تو خرابی عقولی·که چو تحریمه اول سر ارکان صلاتی
  11. 11 کرمت مست برآید کف چون بحر گشاید·بدهد صدقه نپرسد که تو اهل صدقاتی
  12. 12 به کرم فاتح عقدی به عطا نقده نقدی·برهان منتظران را ز تمنای سباتی
  13. 13 نه در ابروی تو چینی نه در آن خوی تو کینی·به عدو گوید لطفت که بنینی و بناتی
  14. 14 رسی از ساغر مردان به خیالات مصور·ز ره سینه خرامان کنساء خفرات
  15. 15 و جوار ساقیات و سواق جاریات·تو بگو باقی این را انا فی سکر سقاتی

ganjoor: sh2813 · public domain