シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2845› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۸۴۵
- شدهام خراب لیکن قدری وقوف دارم که سرم تو برگرفتی به کنار خود نهادی
G2845:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 بت من به طعنه گوید چه میان ره فتادی·صنما چرا نیفتم ز چنان میی که دادی
- 2 صنما چنان فتادم که به حشر هم نخیزم·چو چنان قدح گرفتی سر مشک را گشادی
- 3 شدهام خراب لیکن قدری وقوف دارم·که سرم تو برگرفتی به کنار خود نهادی
- 4 صنما ز چشم مستت که شرابدار عشق است·بدهی می و قدح نی چه عظیم اوستادی
- 5 کرم تو است این هم که شراب برد عقلم·که اگر به عقل بودی شکافدی ز شادی
- 6 قدحی به من بدادی که همیزنم دو دستک·که به یک قدح برستم ز هزار بیمرادی
- 7 به دو چشم شوخ مستت که طرب بزاد از وی·که تو روح اولینی و ز هیچ کس نزادی
ganjoor: sh2845 · public domain