シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2871› 対句 1 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۸۷۱
- به دغل کی بگزیند دل یارم یاری کی فریبد شه طرار مرا طراری
G2871:1
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 به دغل کی بگزیند دل یارم یاری·کی فریبد شه طرار مرا طراری
- 2 کی میان من و آن یار بگنجد مویی·کی در آن گلشن و گلزار بخسپد ماری
- 3 عنکبوتی بتند پرده اغیار شود·همچو صدیق و محمد من و او در غاری
- 4 گل صدبرگ ز رشک رخ او جامه درید·حال گل چونک چنین است چه باشد خاری
- 5 هم بگویم دو سه بیتی که ندانی سر و پاش·لیک بهر دل من ریش بجنبان کآری
- 6 بس طبیب است که هشیار کند مجنون را·وین طبیبم نهلد در دو جهان هشیاری
- 7 آفتاب رخ او را حشم تیغ زنیم·که نخواهیم به جز دیدن او ادراری
- 8 ما چو خورشیدپرستیم بر این بام رویم·تا نپوشد رخ خورشید ز ما دیواری
- 9 کیست خورشید بگو شمس حق تبریزی·که نگنجد صفتش در صحف گفتاری
ganjoor: sh2871 · public domain