シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2873› 対句 6 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۸۷۳
- بس کن از شمس مبر نه به غروب و نه شروق که از او گه چو هلالی و گهی چون قمری
G2873:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری·سوی دریای معانی که گرامی گهری
- 2 برگذشتی ز بسی منزل اگر یادت هست·مکن استیزه کز این مصطبه هم برگذری
- 3 پر فروشوی از این آب و گل و باش سبک·پی یاران پریده چه کنی که نپری
- 4 هین سبو بشکن و در جوی رو ای آب حیات·پیش هر کوزه شکن چند کنی کاسه گری
- 5 زین سر کوه چو سیلاب سوی دریا رو·که از این کوه نیاید تن کس را کمری
- 6 بس کن از شمس مبر نه به غروب و نه شروق·که از او گه چو هلالی و گهی چون قمری
ganjoor: sh2873 · public domain