シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2921 対句 9 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۲۱

  1. بس کن آن کس کو سری پنهان کند روید از سر گلشنِ اخفیٰ بلی

G2921:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ساقی این جا هست ای مولا؟ بلی·ره دهد ما را بر آن بالا؟ بلی
  2. 2 پیش آن لب‌های آری‌گوی او·بنده گردد شِکّر و حلوا؟ بلی
  3. 3 هست چشمش قلزم مستی؟ نعم·هست جعدش مایهٔ سودا؟ بلی
  4. 4 این همه بگذشت آن سرو سهی·خوش برآید همچو گل با ما؟ بلی
  5. 5 چون بخسبم زیر سایهٔ نخل او·من شوم شیرین‌تر از خرما؟ بلی
  6. 6 هم عسس هم دزد ای جان هر شبی·سیم دزدد زان قمرسیما؟ بلی
  7. 7 چون برآید آفتاب روی او·دزد گردد عاجز و رسوا؟ بلی
  8. 8 ناشتاب آن کس که او حلوا خورد·در دماغ او کند صفرا؟ بلی
  9. 9 بس کن آن کس کو سری پنهان کند·روید از سر گلشنِ اخفیٰ بلی

ganjoor: sh2921 · public domain