シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2941 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۴۱

  1. عرش از خدای پرسد کاین تاب کیست بر من فرمایدش ز غیرت کاین تاب را ندانی

G2941:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای گوهر خدایی آیینه معانی·هر دم ز تاب رویت بر عرش ارمغانی
  2. 2 عرش از خدای پرسد کاین تاب کیست بر من·فرمایدش ز غیرت کاین تاب را ندانی
  3. 3 از غیرت الهی در عرش حیرت افتد·زیرا ز غیرت آمد پیغام لن ترانی
  4. 4 زان تاب اگر شعاعی بر آسمان رسیدی·از آسمان نمودی صد ماه آسمانی
  5. 5 اندر جمال هر مه لطف ازل نمودی·هر عاشقی بدیدی مقصودهای جانی
  6. 6 در راه رهروان را رنج و طلب نبودی·خوف فنا نبودی اندر جهان فانی
  7. 7 یک بار دردمیدی تا جان گرفت قالب·دردم تو بار دیگر تا جان شود عیانی
  8. 8 از یک شعاع رویت چون لامکان مکان شد·هم برق تو رساند او را به لامکانی
  9. 9 انگشتری لعلت بر نقد عرضه فرما·تا نعره‌ها برآید از لعل‌های کانی
  10. 10 یک جام مان بدادی تا رخت‌ها گرو شد·جامی دگر از آن می هم چاره کن تو دانی
  11. 11 جانی رسید ما را از شمس حق تبریز·کان جان همی‌نماید در غیب دلستانی

ganjoor: sh2941 · public domain