シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 295 対句 11 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۵

  1. بر مستانش آید می به دعوی خلق گردد برانندش به مضراب

G295:11

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 الا ای روی تو صد ماه و مهتاب·مگو شب گشت و بی‌گه گشت بشتاب
  2. 2 مرا در سایه‌ات ای کعبه جان·به هر مسجد ز خورشیدست محراب
  3. 3 غلط گفتم که اندر مسجد ما·برون در بود خورشید بواب
  4. 4 از این هفت آسیا ما نان نجوییم·ننوشیم آب ما زین سبز دولاب
  5. 5 مسبب اوست اسباب جهان را·چه باشد تار و پود لاف اسباب
  6. 6 ز مستی در هزاران چَه فتادیم·برون مان می‌کشد عشقش به قلاب
  7. 7 چه رونق دارد از تو مجلس جان·زهی چشم و چراغ جان اصحاب
  8. 8 بخندد باغ دل زان سرو مقبل·بجوشد خون ما زین شاخ عناب
  9. 9 فتوح اندر فتوح اندر فتوحی·توی مفتاح و حق، مفتاحِ ابواب
  10. 10 ز نفط انداز عشق آتشینت·زمین و آسمان لرزان چو سیماب
  11. 11 بر مستانش آید می به دعوی·خلق گردد برانندش به مضراب
  12. 12 خمش کن ختم کن ای دل چو دیدی·که آن خوبی نمی‌گنجد در القاب

ganjoor: sh295 · public domain