シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2953› 対句 7 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۵۳
- بازآمد آن سلیمان بر تخت پادشاهی جان را نثار او کن آخر نه کم ز موری
G2953:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 بازآمدی که ما را درهم زنی به شوری·داوود روزگاری با نغمه زبوری
- 2 یا مصر پرنباتی یا یوسف حیاتی·یعقوب را نپرسی چونی از این صبوری
- 3 بازآمد آن قیامت با فتنه و ملامت·گفتم که آفتابی یا نور نور نوری
- 4 ای آسمان برین دم گردان و بیقراری·وی خاک هم در این غم خاموش و در حضوری
- 5 ای دلبر پریرین وی فتنه تو شیرین·دل نام تو نگوید از غایت غیوری
- 6 خورشید چون برآید خود را چرا نماید·با آفتاب رویت از جاهلی و کوری
- 7 بازآمد آن سلیمان بر تخت پادشاهی·جان را نثار او کن آخر نه کم ز موری
- 8 در پرده چون نشستی رسوا چرا نگشتی·این نیست از ستیری این نیست از ستوری
- 9 تره فروش کویش این عقل را نگیرد·تو بر سرش نهادی بنگر چه دور دوری
- 10 بازآمدهست بازی صیاد هر نیازی·ای بوم اگر نه شومی از وی چرا نفوری
- 11 بازآمد آن تجلی از بارگاه اعلا·ای روح نعره می زن موسی و کوه طوری
- 12 بازآمدی به خانه ای قبله زمانه·والله صلاح دینی پیوسته در ظهوری
ganjoor: sh2953 · public domain