シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2955› 対句 7 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۵۵
- اجزای خویش دیدم اندر حضور خامش بس نعرهها شنیدم در زیر هر خموشی
G2955:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 چون روی آتشین را یک دم تو مینپوشی·ای دوست چند جوشم گویی که چند جوشی
- 2 این جان و عقل مسکین کی یابد از تو تسکین·زین سان که تو نهادی قانون می فروشی
- 3 سرنای جان ما را در می دمی تو دم دم·نی را چه جرم باشد چون تو همیخروشی
- 4 روپوش برنتابد گر تاب روی این است·پنهان نگردد این رو گر صد هزار پوشی
- 5 بر گرد شید گردی ای جان عشق ساده·یا نیک سرخ چشمی یا خود سیاه گوشی
- 6 گر ز آنک عقل داری دیوانه چون نگشتی·ور نه از اصل عشقی با عشق چند کوشی
- 7 اجزای خویش دیدم اندر حضور خامش·بس نعرهها شنیدم در زیر هر خموشی
- 8 گفتم به شمس تبریز کاین خامشان کیانند·گفتا چو وقت آید تو نیز هم نپوشی
ganjoor: sh2955 · public domain