シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2957› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۵۷
- تا تو خمش نکردی اندیشه گرد نامد وا شد دهان دل چون بربسته شد دهانی
G2957:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی·چون این جهان فروشد وا شد دگر جهانی
- 2 بازار زرگران بین کز نقد زر چه پر شد·گرچه ز زخم تیشه درهم شکست کانی
- 3 تا تو خمش نکردی اندیشه گرد نامد·وا شد دهان دل چون بربسته شد دهانی
- 4 چندین هزار خانه کی گشت از زمانه·تا در دل مهندس نقشش نشد نهانی
- 5 سری است زان نهانتر صد نقش از آن مصور·در خاطر مهندس و اندر دل فلانی
- 6 چون دل صفا پذیرد آن سر جهان بگیرد·وآنگه کسی نمیرد در دور لامکانی
- 7 تبریز شمس دین را از لطف لابهای کن·کز باغ بیزمانی در ما نگر زمانی
ganjoor: sh2957 · public domain