シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2962 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۶۲

  1. بس احتراز کردم صبر دراز کردم امروز ناز کردم با اصل نازنینی

G2962:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 با تو عتاب دارم جانا چرا چنینی·رنجور و ناتوانم نایی مرا ببینی
  2. 2 دیدی که سخت زردم پنداشتی که مردم·آخر چگونه میرد آنک تواش قرینی
  3. 3 یا سیدی و روحی حمت فلم تعدنی·یا صحتی شفایی لم تستمع حنینی
  4. 4 بس احتراز کردم صبر دراز کردم·امروز ناز کردم با اصل نازنینی
  5. 5 امشب چو مه برآید داوود جان بیاید·ای رنج موم گردی گر برج آهنینی
  6. 6 شب بنده را بپرسد وز بی‌گهی نترسد·شب نیز مست گردد بی‌نقل و ساتکینی
  7. 7 ای ناله چند ناله افزونتری ز ژاله·بر بنده کمینه تو نیز در کمینی

ganjoor: sh2962 · public domain