シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2976› 対句 9 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۷۶
- دنیا چو قنطرهست گذر کن چو پا شکست با پای ناشکسته از این پول نگذری
G2976:9
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 شد جادوی حرام و حق از جادوی بری·بر تو حرام نیست که محبوب ساحری
- 2 میبند و میگشا که همین است جادوی·میبخش و میربا که همین است داوری
- 3 دریا بدیدهایم که در وی گهر بود·دریا درون گوهر کی کرد باوری
- 4 سحر حلال آمد بگشاد پر و بال·افسانه گشت بابل و دستان سامری
- 5 همیان زر نهاده و معیوب میخرد·ای عاشقان کی دید که شد ماه مشتری
- 6 امروز میگزید ز بازار اسپ او·اسپان پشت ریش و یدکهای لاغری
- 7 گفتم که اسب مرده چنین راه کی برد·گفتا که راه ما نتوان شد به لمتری
- 8 کشتی شکسته باید در آبگیر خضر·کشتی چو نشکنی تو نه کشتی که لنگری
- 9 دنیا چو قنطرهست گذر کن چو پا شکست·با پای ناشکسته از این پول نگذری
- 10 زیرا رجوع ضد قدوم است و عکس او است·فرمان ارجعی را منیوش سرسری
ganjoor: sh2976 · public domain