シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2978› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۷۸
- ای دل تو هر چه هستی دانم که این زمان خورشیدوار پرده افلاک میدری
G2978:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری·وز شور خویش در من شوریده ننگری
- 2 بر چهره نزار تو صفرای دلبری است·تا خود چه دیدهای که ز صفراش اصفری
- 3 ای دل چه آتشی که به هر باد برجهی·نی نی دلا کز آتش و از باد برتری
- 4 ای دل تو هر چه هستی دانم که این زمان·خورشیدوار پرده افلاک میدری
- 5 جانم فدات یا رب ای دل چه گوهری·نی چرخ قیمت تو شناسد نه مشتری
- 6 سی سال در پی تو چو مجنون دویدهام·اندر جزیرهای که نه خشکی است و نی تری
- 7 غافل بدم از آن که تو مجموع هستیی·مشغول بود فکر به ایمان و کافری
- 8 ایمان و کفر و شبهه و تعطیل عکس توست·هم جنتی و دوزخ و هم حوض کوثری
- 9 ای دل تو کل کونی بیرون ز هر دو کون·ای جمله چیزها تو و از چیزها بری
- 10 ای رو و پشت عالم در روی من نگر·تا از رخ مزعفر من زعفران بری
- 11 طاقت نماند و این سخنم ماند در دهان·با صد هزار غم که نهانند چون پری
ganjoor: sh2978 · public domain