シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2982 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۸۲

  1. ای آنک تو شکار چنین دام گشته‌ای ملک هزار خسرو و سنجر گرفته‌ای

G2982:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای ساقیی که آن می احمر گرفته‌ای·وی مطربی که آن غزل تر گرفته‌ای
  2. 2 ای دلبری که ساقی و مطرب فنا شدند·تا تو نقاب از رخ عبهر گرفته‌ای
  3. 3 ای میر مجلسی که تو را عشق نام گشت·این چه قیامت است که از سر گرفته‌ای
  4. 4 ای خم خسروان که تو داروی هر غمی·رنجور نیستی تو چرا سر گرفته‌ای
  5. 5 جانی است بس لطیف و جهانی است بس ظریف·وین هر دو پرده را ز میان برگرفته‌ای
  6. 6 از جان و از جهان دل عاشق ربوده‌ای·الحق شکار نازک و لاغر گرفته‌ای
  7. 7 ای آنک تو شکار چنین دام گشته‌ای·ملک هزار خسرو و سنجر گرفته‌ای
  8. 8 در عین کفر جوهر ایمان ربوده‌ای·در دوزخی و جنت و کوثر گرفته‌ای
  9. 9 ای عارفی که از سر معروف واقفی·وی ساده‌ای که رنگ قلندر گرفته‌ای
  10. 10 در بحر قلزمی و تو را بحر تا به کعب·در آتشی و خوی سمندر گرفته‌ای
  11. 11 ای گل که جامه‌ها بدریدی ز عاشقی·تا خانه‌ای میانه شکر گرفته‌ای
  12. 12 ای باد از تکبر پرهیز کن ز مشک·چون بوی آن دو زلف معنبر گرفته‌ای
  13. 13 ای غمزه‌هات مست چو ساقی توی بده·یک دم خمش مباد چو ساغر گرفته‌ای
  14. 14 بهر نثار مفخر تبریز شمس دین·ای روی زرد سکه زرگر گرفته‌ای

ganjoor: sh2982 · public domain