シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2999 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۹۹۹

  1. هین شیشه باز هجر رسیدی به سنگلاخ کاین شیشه‌ام تنک شد هشدار بشکنی

G2999:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 تا چند از فراق مرا کار بشکنی·زاریم نشنوی و مرا زار بشکنی
  2. 2 دستم شکست دست فراقت ز کار و بار·دانستمی دگر به چه مقدار بشکنی
  3. 3 هین شیشه باز هجر رسیدی به سنگلاخ·کاین شیشه‌ام تنک شد هشدار بشکنی
  4. 4 زین سنگلاخ هجر سوی سبزه زار وصل·گر زوترک نرانی ناچار بشکنی
  5. 5 خونم فسرده شد به دل اندر چو ناردانگ·خونش چنین دود چو دل نار بشکنی
  6. 6 باری چو بشکنی دل پرحسرت مرا·در وصل روی دلبر عیار بشکنی
  7. 7 مخدوم شمس دین که شهنشاه بینشی·کز یک نظر دو صد دل و دلدار بشکنی
  8. 8 تبریز از تو فخر به اینت مسلم است·صد تاج را به ریشه دستار بشکنی

ganjoor: sh2999 · public domain