シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 300 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۰

  1. کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب وآن حدیثِ چو شکر کز تو شنیدم همه شب

G300:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب·وآن حدیثِ چو شکر کز تو شنیدم همه شب
  2. 2 گرچه از شمع تو می‌سوخت چو پروانه دلم·گرد شمع رخ خوب تو پریدم همه شب
  3. 3 شب به پیش رخ چون ماه تو چادر می‌بست·من چو مه چادر شب می‌بدریدم همه شب
  4. 4 جان ز ذوق تو چو گربه لب خود می‌لیسید·من چو طفلان سر انگشت گزیدم همه شب
  5. 5 سینه چون خانهٔ زنبور پر از مشغله بود·کز تو ای کان عسل شهد کشیدم همه شب
  6. 6 دام شب آمد جان‌های خلایق بربود·چون دل مرغ در آن دام طپیدم همه شب
  7. 7 آنکه جان‌ها چو کبوتر همه در حکم وی اند·اندر آن دام مر او را طلبیدم همه شب

ganjoor: sh300 · public domain