シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3011 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۱۱

  1. عابد و معبود من شاهد و مشهود من عشق شناس ای حریف در دل انسانیی

G3011:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 هر نفسی از درون دلبر روحانیی·عربده آرد مرا از ره پنهانیی
  2. 2 فتنه و ویرانیم شور و پریشانیم·برد مسلمانیم وای مسلمانیی
  3. 3 گفت مرا می خوری یا چه گمان می‌بری·کیست برون از گمان جز دل ربانیی
  4. 4 بر سر افسانه رو مست سوی خانه رو·جان بفشان کان نگار کرد گل افشانیی
  5. 5 یک دم ای خوش عذار حال مرا گوش دار·مست غمت را بیار رسم نگهبانیی
  6. 6 عابد و معبود من شاهد و مشهود من·عشق شناس ای حریف در دل انسانیی
  7. 7 کعبه ما کوی او قبله ما روی او·رهبر ما بوی او در ره سلطانیی
  8. 8 خواجه صاحب نظر الحذر از ما حذر·تا ننهد خواجه سر در خطر جانیی
  9. 9 نی غلطم سر بیار تا ببری صد هزار·گل ندمد جز ز خار گنج به ویرانیی
  10. 10 آمد آن شیر من عاشق جان سیر من·در کف او شیشه‌ای شکل پری خوانیی
  11. 11 گفتم ای روح قدس آخر ما را بپرس·گفت چه پرسم دریغ حال مرا دانیی
  12. 12 مستم و گم کرده راه تن زن و پرسش مخواه·مست چه‌ام بوی گیر باده جانانیی
  13. 13 کی بود آن ای خدا ما شده از ما جدا·برده قماشات ما غارت سبحانیی
  14. 14 هر کی ورا کارَکیست در کف او خارَکیست·هر کی ورا یارَکیست هست چو زندانیی
  15. 15 کارَک تو هم توی یارَک تو هم توی·هر کی ز خود دور شد نیست بجز فانیی

ganjoor: sh3011 · public domain