シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3012 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۱۲

  1. شیر خدایی خدا شیر نرت نام داد از چه سبب گشته‌ای همدم بوزینه‌ای

G3012:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای دل چون آهنت بوده چو آیینه‌ای·آینه با جان من مونس دیرینه‌ای
  2. 2 در دل آیینه من در دل من آینه·تن کی بود محدثی دی و پریرینه‌ای
  3. 3 خواجه چرایی چنین کز تو رمد عشق دین·زانک همی‌بیندت احمد پارینه‌ای
  4. 4 مرغ گزینی یقین دانه شیرین بچین·کآمد از سوی چین مرغ تو را چینه‌ای
  5. 5 شیر خدایی خدا شیر نرت نام داد·از چه سبب گشته‌ای همدم بوزینه‌ای
  6. 6 صورت تن را مبین زانک نه درخورد توست·پوشد سلطان گهی خرقه پشمینه‌ای
  7. 7 هین دل خود را تمام در کف دلبر سپار·تا که نپوسد دلت در حسد و کینه‌ای
  8. 8 سینه پاکی که او گشت خوش و عشق خو·سینه سینا بود فرش چنین سینه‌ای
  9. 9 تشنه آن شربتی خسته آن ضربتی·تا تو در این غربتی نیست طمأنینه‌ای
  10. 10 هست خرد چون شکر هست صور همچو نی·هست معانی چو می حرف چو قنینه‌ای
  11. 11 خوب چو نبود عروس خوش نشود زو نفوس·از حفه و از رفه ز اطلس و زرینه‌ای
  12. 12 چون نروی زین جهان خوی خرابات جان·در عوض می بگیر بی‌مزه ترخینه‌ای
  13. 13 خانه تن را بساز باغچه و گلشنی·گوشه دل را بساز مسجد آدینه‌ای
  14. 14 هر نفسی شاهدی در نظر واحدی·آوردش بر طبق نادره لوزینه‌ای
  15. 15 خامش با مرغ خاک قصه دریا مگو·بکر چه عرضه کنی بر شه عنینه‌ای

ganjoor: sh3012 · public domain