シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3013 対句 9 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۱۳

  1. عشق عجب غازییست زنده شود زو شهید سر بنه ای جان پاک پیش چنین غازیی

G3013:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 یار در آخرزمان کرد طرب سازیی·باطن او جد جد ظاهر او بازیی
  2. 2 جمله عشاق را یار بدین علم کشت·تا نکند هان و هان جهل تو طنازیی
  3. 3 در حرکت باش ازانک آب روان نفسرد·کز حرکت یافت عشق سر سراندازیی
  4. 4 جنبش جان کی کند صورت گرمابه‌ای·صف شکنی کی کند اسب گدا غازیی
  5. 5 طبل غزا کوفتند این دم پیدا شود·جنبش پالانیی از فرس تازیی
  6. 6 می‌زن و می‌خور چو شیر تا به شهادت رسی·تا بزنی گردن کافر ابخازیی
  7. 7 بازی شیران مصاف بازی روبه گریز·روبه با شیر حق کی کند انبازیی
  8. 8 گرم روان از کجا تیره دلان از کجا·مروزیی اوفتاد در ره با رازیی
  9. 9 عشق عجب غازییست زنده شود زو شهید·سر بنه ای جان پاک پیش چنین غازیی
  10. 10 چرخ تن دل سیاه پر شود از نور ماه·گر بکند قلب تو قالب پردازیی
  11. 11 مطرب و سرنا و دف باده برآورده کف·هر نفسی زان لطف آرد غمازیی
  12. 12 ای خنک آن جان پاک کز سر میدان خاک·گیرد زین قلبگاه قالب پردازیی

ganjoor: sh3013 · public domain