シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3064 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۶۴

  1. اگر چه سیل بنالد ز راه ناهموار قدم قدم بودش در سفر تماشایی

G3064:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی·چو وام دار مرا می‌کند تقاضایی
  2. 2 عجب به خواب چه دیده‌ست دوش این دل من·که هست در سرم امروز شور و صفرایی
  3. 3 ولی دلم چه کند چون موکلان قضا·همی‌رسند پیاپی به دل ز بالایی
  4. 4 پرست خانه دل از موکل عجمی·که نیست یک سر سوزن بهانه را جایی
  5. 5 بهانه نیست وگر هست کو زبان و دلی·گریز نیست وگر هست کو مرا پایی
  6. 6 جهان که آمد و ما همچو سیل از سر کوه·روان و رقص کنانیم تا به دریایی
  7. 7 اگر چه سیل بنالد ز راه ناهموار·قدم قدم بودش در سفر تماشایی
  8. 8 چگونه زار ننالم من از کسی که گرفت·به هر دو دست و دهان او مرا چو سرنایی
  9. 9 هوس نشسته که فردا چنین کنیم و چنان·خبر ندارد کو را نماند فردایی
  10. 10 غلام عشقم کو نقد وقت می‌جوید·نه وعده دارد و نه نسیه‌ای و نی رایی

ganjoor: sh3064 · public domain