シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 3067› 対句 7 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۶۷
- سری که درد ندارد چراش میبندی چرا نهی تن بیرنج را به بیماری
G3067:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری·چگونه رطل گران خوار را به دست آری
- 2 به جان من به خرابات آی یک لحظه·تو نیز آدمیی مردمی و جان داری
- 3 بیا و خرقه گرو کن به می فروش الست·که پیش از آب و گلست از الست خماری
- 4 فقیر و عارف و درویش وانگهی هشیار·مجاز بود چنین نامها تو پنداری
- 5 سماع و شرب سقاهم نه کار درویشست·زیان و سود کم و بیش کار بازاری
- 6 بیا بگو که چه باشد الست عیش ابد·ملنگ هین به تکلف که سخت رهواری
- 7 سری که درد ندارد چراش میبندی·چرا نهی تن بیرنج را به بیماری
ganjoor: sh3067 · public domain