シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 3082› 対句 1 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۸۲
- رهید جان دوم از خودی و از هستی شدهست صید شهنشاه خویش در مستی
G3082:1
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 رهید جان دوم از خودی و از هستی·شدهست صید شهنشاه خویش در مستی
- 2 زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاه·زهی بلند که جان گشت در چنین پستی
- 3 درست گشت مرا آنچ من ندانستم·چو در درستی ای مه مرا تو بشکستی
- 4 چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشاد·چو خون بجستم از تن زهی سبک دستی
- 5 طبیب فقر بجست و گرفت گوش دلم·که مژده ده که ز رنج وجود وارستی
- 6 ز انتظار رهیدی که کی صبا بوزد·نه بحر را تو زبونی نه بسته شستی
- 7 ز شمس تبریز این جنسها بخر بفروش·ز نقدهاش چو آن کیسه بر کمر بستی
ganjoor: sh3082 · public domain